تبليغاتX
URMU sevdasi TURAN sevgisi

URMU sevdasi TURAN sevgisi

Ne mutlu türküm diyene

پیام میر حسین موسوی به ملت ایران

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.

اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد.

نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و جاکمیت دروغ و استبداد نیست.

اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پر مخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد.

.و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.

به مسئولان توصیه می کنم پیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.

اینجانب از همین فرصت استفاده می‌کنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر می‌دهم که ایران این موجود انسانی متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آنان محافظت کنند. خائنین به آرا مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که بر گرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر (  ص ) است با تمام شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آنرا آلوده است، مبارزه می کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکت ما شکل کور به خود بگیرد.

جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمام ستاد های مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می کردند سپاسگذاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه ای که کشورما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.

و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتوکل المتوکلون

                                                            میر حسین موسوی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 16:17  توسط آتالای ایلکین  | 

 

دموکراسی اسلامی یا استبداد

در پی  انتخابات ریاست جمهوری ایران در  شهرهای مختلف جو انتخاباتی به نقطه اوج خود یعنی  باز گذاشتن فضا ،نگیر و نبند تا حدودی-موسیقی های خیابانی و غیره  رسیده است شهرستان اورمیه نیز مثل شهرهای دیگر آذربایجان مملو از پوستر ، پارچه های تبلیغاتی، جوانان انتخاباتی و ستادهایی با جوشش  ضد استبداد در درون نظام آراستگی کلمه جمهوری قرار گرفته است  در خیابانها  ارازل و اوباش  جناب احمدی نژاد  با  عر بده کشی و غرشهای ناپسند غیر اخلاقی مزاحمتهای  جور با جور  برای شهروندان اورمیه ای  ایجاد کرده داند.و صدها  خبر دیگر نیز  از شهرهای مختلف ایران  در این مورد به گوش می رسد که حاکی از فرهنگ غلط مسولان نظام را داراست آیا این شایسته یک ملت و یاشایسته یک رئیس جمهور قرن ۲۱ است آیا زمان قلدری  و چماق کشی تمام نشده آیا  زمان حکومت ارباب رعیتی سپری نشده آیا دروغ  تو این عصر ارتباطات بسی خنده دار  نیست و...  ای دنـــــــــــــیا تو دمو کراسی  به کجاها  که نرسیده ای؟

-  خیابان مدنی (سیروس) سه راهی عطایی مرکز یکی از ستادهای مهندس موسوی(فرزند آذربایجان): جوانان سبز پوش، پرچمهای سبز  برف شادی، شعارهای سبز- فریادهای آذربایجانی(آذربایجان اویاخدی موسوی دایاخدی آذربایجان اویاخدی اوز دیلینه دایاخدی) .

آیا این حقیقت است یا سیاست دولت ؟ آیااین مسائل را سران و سردمداران حکومت راه انداخته اند.آیا این نوعی بازی سیاسی است آیا مردم بازیچه اند آیا برای بقا  نظام هر دسیسه ای لازم است الله اعلم...

 ای رئیس جمهور اجرای بند 15و 19: شهر اورمیه شهر تورکهای آذبایجانی اصیل شهر محمد آزاد وطن ها شهر اورمویها شهر دده کاتیب ها و...

شهر جوشش و انقلاب مغزهای در خور تمدن 6000 ساله تورکهای اوراتور، شهر قیام خرداد85 با جوانانی آگاه به مسائل آذربایجان.

بلی اینجا اورمیه  با موقعیت استراتژی مرزها، با هزاران استعدا د بالقوه- داد مردم –تورم- بیکاری دیکتاتوری- استبداد.... دروغ و با مسولانی با لیاقت!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 9:50  توسط آتالای ایلکین  | 

قاهرامان ماراشدان:

 

                                                    اساسلی یاشاماک

 بنیم بیر داوام وار

آماچــلانیپ آمـــاچلاندیرماک

واطانیمی میللتیمی

ان اوست ســــئویه یه گه تیر مک

 

بنیم بیر داوام وار

شحصیت له نیپ شحصیت له دندیرمک

بیرلیک و برابر لیک یاشاییپ

اینسالیغیمیزی توم دونیایا دویورماک

 

بنیم بیر داوام وار

هر زامان دوغرو یولدا چالیشماک

اونوموزه چیکان انگللری آشماک

اینسانلاریمیزی شرف ایله یاشاتماک

 

بنیم بیر داوام وار

واطانیمیزا گوز دیکمیش ییکیجیلارین

ماکصادلارینی سو یوزونه چیکارماک

تک یوره ک، اولوپ بیر بیریمیزه کله تله نمک

 

بنیم بیر داوام وار

بیزی بیزه دوشورمویه جکلر

ساغ-سول ،کورت- لاز... هپسی اویون

گئری ده دوروپ بونو ایزله یه مه یه جکلر

 

بنیم بیر داوام وار

آینی کوکده ن گلدیک ،هپیمیز بو واطان ائولادیییز

آتالاریمیز بو واطان ایچین هپ بیرلیکده ساواشمیش

بو واطـــــــــــن هپــــــــــــــــیمــیزین

 

Ne mutlu turkum diyene

شاعیر:ساریه یارالی-قاهرامان ماراش-----چئویره ن:ایلکین

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 11:38  توسط آتالای ایلکین  | 

توهین خاتمی به تورکها و گیلکی ها

 
آقای «گفتگوی تمدنها» آذربایجانیها را نفهم معرفی می کند

علیرضا جوانبخت

امروز یک ویدئوی کوتاه را تماشا کردم٬ ویدئوی مهمانی چند آخوند و عده ای کت و شلوار پوش که در جامعه ی سیاسی ایران اصلاح طلب می نامندشان. در این مهمانی محمد خاتمی ـ مشهورترین اصلاح طلب ایرانی و رئیس جمهور سابق ایران ـ با تعریف کردن یک جوک آذربایجانیها را احمق و نفهم معرفی می کند و آخوند دیگری با یک جوک هم تورکها و هم رشتیها را تحقیر می کند (یک تیر و دو نشان).

بعد از تماشای این صحنه شوکه نشدم؛ چون سالها پیش وقتی که آقای خاتمی زبان فارسی را به عنوان میراث مشترک ایرانیان خوانده بود٬ خصوصیات یک فارسگرا را در او دیده بودیم. با اینحال کنجکاو شدم که حامیان او چگونه از این جوک تحقیر آمیز او دفاع خواهند کرد و این بار واقعا شوکه شدم. در سایت بالاترین و یوتیوب کامنتهای دهها ایرانی را دیدم که این ویدئو را «با حال» نامیده و خاتمی را هم به خاطر تعریف این جوک نژادپرستانه مردی «دوست داشتنی» خوانده بودند.

به راستی چه خواهیم کرد؟ روشنفکر ایرانی چه موقع مسئولانه خواهد اندیشید؟ آیا اشخاصی با گرایشهای نژادپرستانه تا ابد خواهند توانست خود را به عنوان بانی گفتگوی تمدنها جا بزنند؟

خردادماه ۱۳۸۵ به خاطر کاریکاتوری در روزنامه دولتی ایران که تورکهای آذربایجان را به سوسک تشبیه کرده بود و در پی تظاهرات گسترده آذربایجانیها حداقل چهار نفر در نقده٬ دو نفر در ارومیه٬ یک نفر در مشکین شهر و عده ای نامعلوم در تبریز با شلیک گلوله های ماموران و یا ضربه باتوم جان خود را ازدست دادند و عده ای دیگر زخمی و یا کور گردیدند. آیا لازم است که توحیدها٬ حسینها٬ همتها٬ عسگرها٬رضاها٬ بهزادها٬ فرهادها٬ جلیلها٬ عیوضها و فرزادهای دیگری کشته شوند تا این مسائل جدی گرفته شود؟ آیا وحید داورپناههای دیگری باید هر دو چشم خود را از دست بدهند؟ فکر می کنید چند کور و علیل و کشته دیگر لازم است تا روشنفکر ایرانی مجاب شود که آذربایجانیها از این تحقیرها بیزارند؟

فکر می کنید این قصه تکراری تا ابد ادامه خواهد یافت؟ که؛

جوان آذربایجانی حق خواندن و نوشتن به زبان مادری را طلب کند و روشنفکر اصلاح طلب همصدا با قاضی دادگاه انقلاب و حتی قبل از او پان تورکیستش بنامد و بعد همان روشنفکر اصلاح طلب وقتی نتواند مطلبی را به دوستش ـ که فرقی نمی کند فارس باشد یا تورک ـ تفهیم کند به او بگوید؛ «حقا که تُرکی!» و دوستان اصلاح طلبش این جمله ی او را بشنوند و انگار نه انگار که یکی از نژادپرستانه ترین جملاتی را که ممکن است در قرن ۲۱ ام به زبان آورده شود٬ شنیده اند٬ و همگی باهم به دوست آذربایجانیشان که می خواهد اعتراض کند٬ با خنده بگویند؛ «بابا تو که متعصب نبودی ٬ بذار یه کم بخندیم» و یکیشان یک «جوک تورکی» بگوید و دوست آذربایجانیشان که نمی خواهد دوستان اصلاح طلب فارسش را از دست بدهد٬ سکوت کند و حتی این سکوت در بهترین حالت باشد و گرنه او هم مجبور شود٬ به خاطر اینکه متعصب نامیده نشود همراه آنها بخندد و این نیز بدترین حالت نباشد و تورک آذربایجانی برای باکلاس نشان دادن خود٬ خود نیز٬ جوکی بگوید و بعد روشنفکر اصلاح طلب در جواب آذربایجانیهای مصممتر بگوید که؛ «من خودم این جوک را از یک تُرک شنیدم» و معترض مصمم هم یقه روشنفکر اصلاح طلب را رها کند و شخص تورکی را که به آذربایجانیها جوک گفته خائن بنامد و روشنفکر اصلاح طلب٬ که توپ را از زمین خود دور کرده٬ با خیال راحت برود و جوکهای جدیدتری پیدا کند ویا بسازد و وقتی هم جوک نمی گوید٬ کلمه «تورک» را بر زبان نراند و «آذری» بگوید و در تمام این مسائل روشنفکر اصلاح طلب گوی سبقت را از بقیه جناحها که انحصار طلب می نامدشان برباید و در باطن فرقی باهم نداشته باشند و ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:22  توسط آتالای ایلکین  | 

 

به بهانه دستگیر شدگان فعالان هویت طلب آذربایجان

                                                                                              حمید رضا عسگری نژاد

امروزه دنیا در تکاپویی جدی است برای بازیافت فرهنگ ها و هویت های فراموش شده تاریخ و عجبا که میهن من در تکاپویی جدی است برای سپردن هویت ها و فرهنگ ها و زبان های قومی به دست باد فراموشی.

امروزه در آفریقا کیبوردهای کامپیوترها را تغییر می دهند تا ۱۳۰ زبان فراموش شده و هویت به یغما برده شده را بازستانند و باز عجبا که دولتمردان این قاره پهناور دست به چنین کار سترگی می زنند و از هیچ امکان مادی و معنوی دریغ نمی ورزند. در تمام کشورهای جهان اول این حق به تمامی انسان هایی که به هر صورت و با هر دلیلی بدانجا مهاجرت کرده اند به رسمیت شناخته می شود و از هیچ حمایتی دریغ داشته نمی شوند، اما در میهن من آنان که دنبال نخستین حقوق خود هستند مهر ورزیده می شوند! با چماق و تو سری و تو دهنی و ای کاش می دانست آن که چنین می کند و ای کاش می فهمید که چماق را بر سر خود می زند و تو دهنی را بر دهن خود.

ما کجاییم و جهان کجاست؟

ملت بزرگ آذربایجان هرگز فراموش نخواهند کرد تابستان تلخ و زمستان زمخت سرکوب و زندان و شکنجه را و ای کاش ملت بزرگ ایران با این خواسته به حق و انسانی ملل بزرگ ترک و کرد و بلوچ همراه بود، نه این که بر آنها باشد.

حاکمیت تفرقه می اندازد و  حکومت می کند و عجبا که ملت هم دامنی می زند بر این تفرقه و بر این نکبت ساختگی حاکمان دجال ایران. باور نمی کنید گوشی های موبایل خود را روشن کنید و به اس ام اس هایتان رجوعی دوباره داشته باشید، باور نمی کنید به ایمیلهای خود نگاهی دوباره بیندازید، باور نمی کنید به دوست بغل دستیتان بگوئید برایتان جکی تعریف کند، باز باورتان نشده به سایتهای خبری فارسی زبان داخل و خارج ایران مراجعه کرده و مقایسه ای کنید تعداد و کیفیت اخبار مربوط به زندانیان سیاسی و فعالان حقوق زنان و فعالان کارگری را با فعالان قومی ایران.

نه اشتباه نکنید که من علیه هیچکدام نیستم و خود با همه اینان همراه و همدلم اما سوالم اینجاست کجای دنیا را سراغ دارید که مردمش اجازه نداشته باشند برای فرزندشان نامی را انتخاب کنند که به زبان مادریش باشد، کجای دنیا را می شناسید که نیمی از جمعیتش به زبانی دگر سخن گوید اما روزنامه و تلویزیون و کتابی بدان زبان نداشته باشد، کجای دنیا را سراغ دارید که مغازه داری اجازه انتخاب نامی را که دوست می دارد برای مغازه اش نداشته باشد؟ جک با مزه ای است، نه؟ اما من می شناسم،  من می دانم نام آن دیار کهن را؛ “ایران”

“همراه شو عزیز”

و تو روشنفکر ایرانی! تا نامی از فعال ملی و هویت طلب برده می شود  ذهنت می رود به تجزیه و چند پارچه شدن ایران. چرا نمی خواهی یکبار هم شده چشمانت را باز کنی و بیناییت را بازیابی، تا ببینی در دنیای امروز چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و تو کجای کاری؟ چرا نمی خواهی یکبار برای همیشه حسابت را از حاکمیت گستاخ و مرتجع ایران تسویه کنی و پا به پای من ترک، من کرد، من عرب و من بلوچ فریاد زنی حق ملی مرا و چرا به جای لذت بردن از تنوع ملی و فرهنگی مرا به نقطه ای می بری که پایانش تنفر و جنگ باشد.

در این مقال فرصتی نیست برای آوردن هزاران هزار دلیل تا بدانی به گزاف نگفته ام آنچه گفته ام. تو می دانی همین دیشب دوباره انسانی پشت نرده های بلند اوین به اسارت برده شد؟ می دانی مادری را با فرزندانش دستبند و چشمبند زده اند - هر چند که بعد از چند ساعتی آزادشان کرده اند -؟ تو می دانی جرمشان چیست و به کدامین گناه ناکرده دربند و اسیرند؟ تو می دانی زبان چیست؟ فرهنگ چیست؟ هویت چیست؟ می دانم که حتما می دانی اما یا نمی خواهی اعتراف به دانستن کنی یا خسته ای یا ملتی را چونان همیشه به تمسخر گرفته ای؟

و اما تو آقای حاکم!

دیروز صدها و هزاران نفر را از مردمانم به اسارت بردی، شکنجه کردی، توهین و تحقیرشان کردی و گستاخیت تا بدانجا رسید که در روز روشن به اسلحه ات تکیه کردی تا بگویی قدرتمندی و توان کشتن دهها نفر را در روز روشن داری - کشتار مربوط به قیام ملت آذربایجان در جریان کاریکاتور روزنامه ایران به در نقده (سولدوز)، اورمیه، تبریز، مشگین شهر و  چند ماه پیش کشتن یکی از فعالان ملی در تبریز هنگامی که بر موتور سیکلت خود سوار بود - و امروز باز روز از نو و روز از نو؛ علیرضا صرافی، حسن راشدی، اکبر آزاد، مهدی نعیمی اردبیلی، عباس نعیمی خویی، اووچو (صیاد محمدیان) قوشاچایلی،  محمد عباسپور، یوسف هشیار، حسین حیدری، سعید موغانلی، شهباز ابراهیم نژاد و حسن رحیمی اینان را دستگیر می کنی و دستبند می زنی که چه؟ که بگویی زور داری و قدرتمندی و قلدر؟ نه تو هیچکدامشان را نداری که پوچ و خالی و تهی هستی که اگر نبودی از یک مراسم افطار چنین بر خود نمی لرزیدی و چنین زنجیر و دستبند به آزاد اندیشانی چون صرافی ها نمی زدی. تو ترسویی بیش نیستی. بهتر است باز ارجاعت دهم به گذشته آن هم گذشته ای نه چندان دور به سی سال پیش که با یال و کوپالی پوشالی و به عاریت گرفته از سرمایه داری جهان پا از پلکان هواپیمایی به زمین نهادی و در گورستانی سخن گفتن آغاز کردی که به حق لیاقتی جز آنجا را نداشتی. یادت هست از ترس و بزدلیت دست به چه کارهایی که نزدی؛ در هر روز خدا صدها نفر را به جوخه اعدام بستی و دیدی که از چشم جهانیان دور نماند شروع کردی به نوع دیگری از بازی های بچه گانه ات و همه ملت ایران را انداختی به جان هم حالا هم وراث خلف تو آن می کنند که تو کردی تا راحت و آسوده باشی که راه ات ادامه دارد! از چپ ها و فدائیان و اقلیت و اکثریت و راه کارگر و… که عبور کردی شروع به تسویه حساب های داخلیت کردی و همزمان شمشیر قدرتت را بر جسم و روح شاعران و نویسندگان و روزنامه نگاران میهن کشیدی، دانشجو را به جای حمایت در دانشگاه در زندان اوین چماق زدی، به جای اصلاح قانون غلط و مرتجعانه ات زن را به باد توهین گرفتی و روانه زندانش کردی، به جای به رسمیت شناختن سندیکاهای کارگری شلاق و شکنجه و زندانت را به آنان نشان دادی، به جای شنیدن صدای به حق معلمی که از فرط گچ خوردن دیگر فریادی از گلویش بیرون نمی آمد صدایش را در نطفه خفه کردی و حالا امروز نوبت رسیده به آن که فریاد می زند و می گوید:” هارای هارای من تورکم “. آری آقای قاضی و آقای حاکم و آقای ستاره به دوش مفتخر به زور بازویت هر آنچه زور ساختگی تو بیشتر صدای واقعی من رساتر و فریاد من بلندتر خواهد شد تا به زبان نفهمانی چون تو بفهمانم که من ترکم و به زبان و فرهنگ و هویتم افتخار می کنم، من فرزند ستار خان و باقر خان و بابکم، من زائیده سهند و ساوالانم، من بزرگ شده تبریز و زنجان و ارومیه و اردبیلم، من میهنم را دوست دارم حتی اگر تو بخواهی شلاقم زنی و زندانم افکنی اما میهنم را با زبان و هویت و فرهنگم می ستایم و امروز پر قدرت تر از هر روز دیگر فریاد می زنم که چاره ای نداری جز آزادی رفقای در بندم و من امروز رساتر از هر روز دیگر فریاد می زنم علیرضا صرافی را، حسن راشدی را، اکبر آزاد را، مهدی نعیمی اردبیلی را، عباس نعیمی خویی را، اووچو (صیاد محمدیان) قوشاچایلی را،محمد عباسپور را، یوسوف هشیار را،حسین حیدری را، سعید موغانلی را، شهباز ابراهیم نژاد را و حسن رحیمی را.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 17:59  توسط آتالای ایلکین  | 

 

دکتر  اکبر اعلمی بله یا نه؟؟؟

دوشنبه مورخه ۱۴/۰۲/۸۸ دکتر اکبر اعلمی  نماینده دوره ششم و هفتم شهر تبریز و کاندیده دوره دهم ریاست جمهوری بر سر مزار شاعر وعالم مشهور آذربایجان حاج عبدرالرحمان قولونجو متخلص به دده کاتیب ُ در زادگاه آن مرحوم قولنجی اورمیه حاضر شده باقزائت فاتحه و  نثار گل  بر تربت  والای آن پیر همام   ساعتی در مورد اشعار عارفانه استاد  شهیر نطقهایی ایراد می کنند سپس راهی منزل شخصی  مرحوم   شده  و در آنجا از شخصیت عارفانه آن مرحوم و از خدمت ایشان به فرهنگ و ادب آذربایجان سخنرانی با حضور چشمگیری از اهالی  قولونجو و اورمـــــیه کردند...

هر زامان یاشییاجاقدیر دده کاتیب.

                                                 دده کاتیب...

 

لازم به ذکر است که دکتر اعلمی قبل همان روز  در مسجد ابو الفضل خیابان ابوذر اورمیه باحضور گسترده مردم خصوصا دانشجویان  به مناسبت گرامیداشت مقام معلم و کارگردر مورد  شخصیت دده کاتیب بعنوان معلم معاصرو  وضعیت آذربایجان : مشکلات ودغدغه های فرهنگی و اقتصادی و وجود تبعیض در نظام اجتماعی وسیاسی ایران سخنرانی هایی ایراد کردندکه پرده از بعضی واقعیتها برمی داشت و با استقبال چشمگیری از اهل ادب و علم همراه بود. در این مجلس آقایانی چون مهندس شافعی ضمن خیر مقدم به مهمانان  و اکیب آقای اعلمی اشعاری از دده کاتیب بعنوان سمبل فرهنگ آذربایجان  خوانده که متاسفانه عواملی با قطع برق منطقه تغییرات جزئی در برگزاری مراسم نمودند. که خالی از لطف نبود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:39  توسط آتالای ایلکین  | 

دده کاتیب آنما مراسیمی کئچیریلدی

تورنتودا دده کاتیب آنما مراسیمی


TORONTO’DA D
ƏDƏ KATİBİ ANMA MƏRASİMİ

2009 Aprelin 10-da Kandanın Toronto şəhərində Güney Azərbaycanlı şair və alim, Urumiyə aşıq məktəbində dədə ozan kimi tanınan və Batı Azərbaycanda yaşayan Sünni Türklərin (Kürəsünni) mənəvi lideri sayılan Qulunculu DƏDƏ KATİB üçün anma və xatırlama törəni keçirildi.

Güney və Quzey Azərbaycan, Türkiyə, Güney və Quzey Türkmənistan, Quze Qıbrıs və Özbəkistan Türkləri və Əhvaz Ərəblərinin qatıldığı bu mərasimdə Dədə Katibin yaşamı, şerləri və dünya görüşü, Güney Azərbaycan və özəlliklə onun batısında Türk varlığını qorumağın önəmi, Güney Azərbaycanlı şair, yazar və sənətçilərin üzləşdikləri çetinliklər haqqında danışıqlar aparıldı.

Mərasimin ilkində Əlirza C. Quluncu Dədə Katibin şair, alim və ictimai yönətici kişiliyi haqqında danışıb və şairin Azərbaycanın batı bölgələri ilə birlikdə Türkiyənin doğusunda da böyük şair və alim kimi tanındığı, o bölgələrdə dərin nüfuza malik olduğu haqqında ətraflı bilgilər verdi. Sonra Dr. Talas Avşarlı son əsirdə Batı Azərbaycanda Türk varlığı eleyhinə olan hərəkətlərin tarixi sürəcini anladaraq bu bölgələrdə Türk varlığını qorumağın son dərəcə önəmli olduğunu vurğuladı.

Dədə Katibin qara qələm portretini hazırlayan güney Azərbaycanlı tanınmış heykəltəraş və rəssam, Ruhi Tuna, isə Güney Azərbaycanlı sənətçilərin necə bir çetinliklərlə üzləşdikləri ilə bağlı məlumat verərək Təbriz, Urumiyə, Ərdəbil, Zəncan və başqa şəhərlərimizdə ən kiçik sənət əsərini ortara çixartmaq üçün sənəçilərin ağır həzinə verdiklərini açıqladı.

Mərasimin dəvamında Toronto şəhərində Azərbaycanı təmsil edən ən aktiv qruplardan olan Araz qrubundan Səməd Purmusəvi Azərbaycan sazı ilə Sulduz havasını ifa etdi. Səməd Purmusəvi eləcə də aşıq ədəbiyatı, aşıq tarixi, ozan və dədə kimi anlamlar haqqında iştirakçılara geniş bilgilər verdi. Araz qrupunun digər üzvü şair Lalə Cavanşir Dədə Katibin neçə şerini gözəl dikləmə ilə oxudu. Araz qrubunun programı Aşıq Mehdi Zəncanlı, qrubun digər sənətçisi Əhməd bəy və Səməd Purmusəvinin birlikdə ifa etdikləri aşıq mahnısı ilə sona çatdı. Araz qrubunun çıxışları və Türkiyənin Adıyaman şəhərindən olan gənc sənətçi Sevda Gülün oxuduğu şərqi iştirakçılar tərəfindən çox sıcaq qarşılandı.

Müsiqi bölümündən sonra, Dədə Katibin Toronto şəhərində yaşayan 9 yaşında olan nəvəsi Alpay Təyyar da böyük atasının şerlərindən oxudu.

Əhvaz Ərəbləri birliyindən, Saleh Ebu Şərif, Türkmən cəmiyətinin təmsilçisi, Əbdül-Qəfur Çaryar, İranda qeyri Fars alimlər və şexsiyətlərin tanınmalarını əngəlləmə və bu millətlərin tarixlərini təhrif etmə siyasətinə deyinərək Dədə Katibibin vəfatını Azərbaycanləlara təsliyət deyib baş sağlığı dilədilər. Əbdül-Qəfur Çaryar böyük Türkmən şairi Məxtumqulu və Dədə Katibdən şerlər oxudu.

Mərasimin sonunda Yunus Təyyar Dədə Katibin oğlu mərasimdə iştirak edənlərə öz təşekkürlərini bildirdi. O hər zaman və hər yerdə xalqın Dədə Katibə dəyər verdiyinə şahid olduğunu dedi. Yunus Təyyar “ xalq Dədə Katibi onun oğullarından və ailəsindən daha artıq tanıyır və dəyərini bilir.” Deyə artırdı.

Dədə Katibi anma mərasimində bu mərasimin hər il Toronto şəhərində keçiriləcəyi bildirildi.

 Dədə Katib 1925-ci ildə Urumiyənin Quluncu qəsəbəsində anadan olub. O bugünkü məktəblərdə deyil Türkiyə alimləri yanında din, ədəbiyat və tarix dərsləri almışdır. Gəncliyində «Katib» təxəllüsü ilə yazan şairə «Dədə» adı Türkiyədə – Konya şəhərində verilmişdir. Azərbaycanın batı və Türkiyənin doğu bölgəsindəki aşıqlar və ozanlar özəlliklə Urumiyə Aşıq Məktəbi ustadlarının mahnıları və şərqilərində Dədə Katibdən yüzlərcə şeir oxunmuşdur. Dədə Katib arif və ozan kimi məşhur olduğu ilə bilikdə Hənəfi fiqhinin böyük alimi və Batı Azərbaycanda 400 mindən artıq nüfusa sahib olan Sünni Türklərin (Kürəsünnilər) mənəvi lideri kimi də tanınmaqdaydı. Şerləri Batı Azerbaycan və Doğu Anadolu Türkləri arasında dillər əzbəri olan, 60 ildən artıq dillərdən dillərə gəzən şerləri ilə İranda yasaq olan dilimizi yaşadan xalq şairi "Dədə Katib" (Hacı Əbdürrəhman Təyyar) 21 Fevral (Şubat) 2009’da 84 yaşında vəfat etdi. Ömrünü Anadilinə adayan xalq şairinin vəfatı Dünya Anadili gününə dənk gəldi.

http://www.dedekatib.blogfa.com/post-14.aspx


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 17:37  توسط آتالای ایلکین  | 

تورک اوغلو

دده کاتیب دان بیر میللی شعیر
 
تورک اوغلو
 
 
Asil  Türk oğluyuz  iç oğuz  hanlı
 
"Koçak Nebi"," Babek"," Bayandır han"lı
 
Din vatan uğrunda korkmaz imanlı
 
Savaş meydanında bir kaplan biziz
 
 
Dünya boyu vurulmamış vurmuşuz
 
Soyumuzda biz yılmazca durmuşuz
 
Onsekiz imparatorluk kurmuşuz
 
Geri dönmez bir merd-i meydan biziz

 
Azerbaycanlıyız bilsin dünyalar
 
Denizler karalar yerler havalar
 
Gürültü salarız korkar deryalar
 
Dağlar zirvesinde bir duman biziz
 
 
Dede Katip doğru yoldan çıkmayız
 
Hiç kimseye fena gözle bakmayız
 
Doğru Türküz yakmasalar yakmayız
 
Her zaman Türklüğü koruyan biziظ
                                                                                           http://turkceshiir.blogfa.com/8712.aspx
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:3  توسط آتالای ایلکین  | 

                                   

                                          كـــتاب دده قـــورقــود

نام دده قورقود اكنون در دنيا شناخته شده است .
نام «دده قورقود» اكنون در دنيا شناخته شده است و شايد گمنام ترين جايي كه شناخت كمتري نسبت بدان دارند ايران باشد. غالب دانشگاههاي بزرگ دنيا آنرا از شاخه هاي تخصصي زبان تركي تدريس مي كنند و ترجمه هاي آن در ادبيات زبانهاي ديگر نيز وارد شده است. داستانهاي دده قورقود به هزاران سال پيش برمي گردد اما قديمي ترين نسخه خطي استنساخ شده از آن مربوط به سال 444 قمري است و شانزده سال بعد بايد جشن هزاره نسخه خطي آن برپا گردد و یونسکو سال 1999 را به نام دده قورقورد نام گذاری كرده بود.

 . واژه دده به معنی «بابابزرگ» است. .«دده قور قود» اولين عاشيق تاريخ آذربايجان است ، محل خاکسپاری دده‌قورقود حماسي در نزدیکی شهری که به نام او قورقود نامیده شده قرار دارد. این شهر در مسیر راه آهن به قیزیل‌اوردا در قزاقستان(قفقاز) و در ۱۵۰ مایلی شرق دریاچه آرال قرار دارد است. دده‌قورقود در سن ۳۰۰ سالگی درگذشت.
در اوايل قرن « 19» ديتس [Ditz] دانشمند و زبان‌شناس آلماني يك نسخه از اين كتاب را استنساخ كرد و سپس در روي آن به بحث و تحقيق پرداخت و داستان كشته شدن « دپه كوز به دست بساط» را به آلماني ترجمه نموده به چاپ رسانيد. پس از ديتس پروفسور نلدكه Noldeke در سال 1859 تمام نسخه‌ي خطي دده‌قورقورد را كوپيه و ترجمه كرد ولي چون قسمت زيادي از داستان‌ها را نتوانست بخواند، لذا از چاپ و ترجمه خودداري نمود. دانشمند شهير روسي و. بارتولد [V.Bartold] با استفاده از تحقيقات و يادداشت‌هاي نلدكه، دنبال كار او را گرفت، و در سال 1894راجع به اين كتاب در مطبوعات كشور امپراتوري روسيه نخستين اطلاعات را در اختيار دانشمندان قرار داد. و قسمت‌هايي از آن را نيز به زبان روسي ترجمه و منتشر نمود. اين كار مورد استقبال شايان شرق شناسان روسي واقع شد و درباره‌ي زبان و زمان پيدايش و تدوين داستان‌ها و شخصيت دده‌قورقود تحقيقات مفصلي به عمل آمد و مقالات متعددي نوشته شد،در اوايل قرن بيستم « انجمن تدقيق آثار اسلامي و ملي استانبول» درصدد انتشار اين كتاب برآمد و بدين‌منظور
« معلم رفعت» از نسخه‌ي اصلي كتاب عكسي گرفت و تصحيح نمود و شرح و فهرست مختصري بر آن افزود و در سال 1915 م. برابر 1332 قمري به چاپ رسانيد... در روي نخستين صفحه‌اش عبارت « كتاب دده قور قود علي لسان طائفه‌ي اوغوزان» نوشته شده است.
در صفحه‌ي 3، مقدمه‌اي دارد كه اين طور شروع مي‌شود: « بسم‌الله الرحمن الرحيم ـ رسول عليه‌السلام زماننه يقين بيات بريندن (بويندن) قورقود آتا ديرلر برار قوپدي، اوغوزون اول كيشي تمام بيلجسيدي، نه ديرسه اولردي، غايبدن در لو خبر سويلردي، حق تعالي انك كوكلنه الهام ايدردي». و با اين عبارات خاتمه مي‌يابد: « قورقود اوغوز قومنك مشكلني حل ايدردي، هرنه ايش اولسه، قورقود آياته طانشمينجه ايشلمزلردي، هر نه كه بيورسه قبول ايدرلردي سوزين طوتب تمام ايدرلردي» ] به نام خدا و بخشنده مهربان ـ نزديك به زمان رسول عليه‌الاسلام، مردي به نام قورقود برخاست. آن مرد داناتر از همه غزها بود، ‌هر چيزي كه مي‌گفت، مي‌شد. غيب‌گويي‌هاي درستي مي‌كرد. حق‌تعالي به قلب او الهام مي‌نمود.[

آردی وار 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 16:13  توسط آتالای ایلکین  | 

اورموی آشیقلار

                                              

                               " اورمــوآشیـــق مـکــتبینه بــیر بــاخــیش"

 آشیق دهقان اورموی

 

1934 ایلینده اورمیه نین اییدیر کؤیونده دونیایا گلن آشیق دهقان باباسینین آدی غولام حسین ،آناسینین آدی ماه جبیندیر.

.دهقانین اوچ اوشاقی اولارکن ،بؤیوک اوغلونا اوستادی فرهادین آدین وئرمیشدیر دیگر اوشاقلاری بهرام و شهرامدیر.آناسی چوجوقکن دویونلرده آشیقلاری دینلییره ک بویوموش،،اونلاری دینلییر ه ک بئش خالق حیکایه سی بینینه آلمیشدیر. بو حیکایه لری آنا اولدوکتان سونرا اوغلو محمد حسین دهقانا اؤیره درک آشیق ادبیاتی سئوگیسی وئرمیشدیر، دهقان آناسی نین بو توتومو سایه سینده آشیقلیغا کؤنول وئرمیشدیر.

باباسی دین گؤره ویسی اولدوغو ایچون اونون ساز چالماسینا ایسته مه میشدیر و ائولرینه گلن دوستلار آشیق کیمی محمدالدین نین سازینی آلیب گیزلی گیزلی چالاراق، ساز چالمایی اویرنمیشدیر...باباسینان گیزلی ساز چالاراق  اونون سازینی الینده ن  آلیب داشلارا ووراراق پارچالامیشدیر بئشینجی سازی  پارچالامیشدان سونرا، اوغلونون بو سئودادان واز کئچمیین نی آنلایان بابا ، دهقانا ساز چالما اجازه سی وئرمیشدیرو 16 یاشیندا آشیق فرهاددین یانینا اوستاداولاراق تاپشیرمیشدیر 15 ایل اونون یانیندا ساز سؤز درسی آلاراق اورمیه  آشیقلار توپلوموندا اولموشدور.

اورمیه رادیو استودیوسو قورولدوقدا ایلک آشیق پروقرامی اونا وئریلمیش، و او اوچ تورکو-کسمه دیوانی ، گؤزللمه تاجیری اوخوموشدور.واوندان سونرا اورمیه تلویزیونو قورولاندا چالیشمایا اورادا  باشلامیشدیر و30 ایلدن بری دیر کی رادیو و تلویزیون صانات کاری اولاراق چالیشیر. بیر چوخ اولوسلار آراسی و ایران داخیلینده یاریشمالارا قاتیلمیش  اون بیر میدال آلمیشدیر اونون ان بؤیوک اؤدولی،اوستادی آشیق فرهاد سلیمینین سازینی اونا وئرمیشدیلر.تورک آشیقلیق وارلیغی نین اورمیه  اوجاغینین اؤندری اولان دهقان، اوستا مالی تورکو و حیکایه لری یاشادیب سؤیله ین بیر اوستادیر.آشیق فرهادان 40 خالق حیکایه سی ا‍ؤیره نن  اؤزو حیکایه  وشعیر یازماقدادا اوزماندیر.

دهقاندان ایکی بند شعیر:

سنسن اؤز اثـرینده یوسیفی ســانی

حوریلر سولــــطانی ملــــکلر خـــــانی

سالیرسان صــحرایا شیخی صــنعانی

کئج ائتسن لیقابین او ساعت ساعت

                                گـــــؤروم دولانـــــایدی چرخـــی فلکین

                                یاندیردین سن آشیق دهـقان اوره کین

                                قبول اولــماز حاق یـــولوندا دیـــــله یین

                                آلـــمایان کــــــؤنلومو او ساعت ساعت

 آشیق اوهاننس یوسوفی

یوسوفی1927 اورمیه شهرینین دیزه تکیه کندینده ،یوز ایللردن بری دیر تورک آشیقلیق وارلیغینین خادیمی اولان ارمنی بیر آئیله ده دونیایا گلمیشدیر. ددسی نین آدی ایشو، باباسینسن آدی آشیق یعقوبدور.

یوسوفی،دونیایا گلدیگی دیزه تکیه ده بئش ایل اؤیره تیم گؤرموشدور.اون یاشینان ایتیبارن ساز چالماغا باشلامیشدیر. ایلک ساز و آشیقلیق گله نیی درسلرینی باباسی آشیق یعقوبدان آلمیشدیر.. اون بئش یاشیندا باباسینی الده ن وئرمیشدیر.باباسینین اؤلوموندن سونرا اورمیه یه گئدمیش،باباسینیین یولداشلاریندان اوستاد آشیق فرهاددان ساز،سؤز درسی  آلمایا باشلامیشدیر. اون یئدی یاشیندان ایتیبارن دویون درنه لرینده میدان آلمیشدیر. 2006 ایلی اعتیباری ایله 62 ایلدن بری دیر تورک آشیقلیق وارلیغینا خیدمت ائدتمک ده دیر. و بون دا دئمک اولار کی یوسوفی ایرانین دوولت اؤدول آلمیش آشیقلارینداندیر.

47 خالق حیکایه سی، 72 آشیق هاواسی بیلمه کده دیر.ایرانین اورمیه، شیراز، تهران ،ایصفهان ،؛اردبیل، تبریز کیمی  شهرلرینه دویون درنه کلرینه قاتیلتب ،ساز چالیب تورکو اوخویوب،حیکایه آلناتاردی آیریجا اولوسال و میحللی تلویزیونلاردا پروقرام ی اولوب و و سیناما فیلیملرینده رول آلمیشدیر. تورک خالق حیکایه سی اساسیندا چکیمی اولان "ساوالان" فیلیمینده کوراوغلو رولو اوینامیش هم حیکایه یی آلناتمیش  هم ده حیکایه نین تورکولرینی اوخوموشدور .

دؤرد آشیق یئتیشمیشدیر. ایکی سی قاراپاپاق تورکلریندن آشیق محمد علی محمدی و آشیق ریضا پوینده، دیگرلری ایسه آذری تورکلریندن آشیق ذولفعلی ایله ارمنی آشیقلاردان آشیق آنترانیکدیر . آشیق آنترانیک اؤلموش  دیگرلری یاشاماکدادیلار.

آشیق یوسوفی نین الینده ایستیفاده ائدن ایکی ساز واردیر بیریسی باباسیندان قالان 153 ایللیک عثمانلی دؤنمی سازیدیر. بو سازی ارمنی سازبینت پیره دوزه تمیشدیر دیگری ایسه اونلو ارمنی سازبینت داداش بایرامیانین دوزه تیغی 47 ایللیک سازدیر.

عثمانلی اوردوسو ،اورمیه و سولدوز بؤلگه سینده خالقی ارمنی و جئلولوق باسقی و چئتیلریندن قوروماق ایچون  گلدیگینده یوسوفی نین دده سی  ایشو، اوستونده آی اولدوز  حک اولان سازایله تورک اوردوسونون اؤنونه چیخاراق  تورک اوردوسونا کوراوغلو هاواسی ایله قارشیلامیشدیر.

بیر شعیر یوسوفی دن:

                                                             یاواش یاواش

تارلاشیب گوزلریم گؤرمه ییر گــــوزوم

ایــکی اوچ ائـــدیب ،تـــیتریــــییر دیزیم

جاوانــــلار ایچینده کئچمییر ســــؤزوم

یئتیشیر یئتمیشه یاش یاواش یاواش

                              بیر ده اله دوشمز جـــوانلیق،کـــؤچدو

                               قامتیم دال اولدو، گــــــؤزه تار دوشدو

                              همسین اولانلاریم همیسی کــؤچدو،

                              بــیزه خبر گـــلدی کــــؤچ یاواش یاواش

 قایناق:2006 مارت 18 علی قافقاسیالی  آنکارا اونیویرسیته سی

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 10:29  توسط آتالای ایلکین  | 

 

"Türk Birligi'nin bir gün hakikat olacagina inancim vardir. Ben görmesem bile gözlerimi

dünyaya onun rüyalari içinde kapayacagim. Türk Birligi'ne inaniyorum. Onu görüyorum. Yarinin tarihi yeni fasillarini Türk Birligi ile açacak. Dünya sükununu bu fasillariçinde bulacaktir. Türk'lügün varligi bu köhne áleme yeni ufuklar açacak. Günes ne demek, ufuk ne demek o zaman görülecek. Hayatta yegane varligim ve servetim Türk olarak dogmamdi."

(M. Kemal ATATÜRK)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:53  توسط آتالای ایلکین  | 

                                     اوغلویام

یـــارادانــا شــوکر ائـــــــــیلرم          من بیر موسلمان اوغلویام

فیکر ائتمه میش دانیشمارام           بیر دوغرو اینسان اوغلویام

ایلهام آلـمیشام قورآنـــــــدان           عیبرت آلـمیشام زامانــدان

قورخمارام توز دان دومانــدان           دالقــــالی توفان اوغـــلویام

من بیر تـــورکم بوز قوردلـویام            اوغـــــوز دده قـــورقودلویـام

بــیر قــیزقـین آتش اودلویـــام            بــیر غیرتلی قان اوغلـویـام

دده کــاتیب ائـلیم تـــورکـدو           دوغرو دوزگون یولوم تورکـدو

خوش دانیشان دیلیم تورکدو            مــن آذربــایجان اوغـــلویام

http://www.gunumuzaydin.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 10:36  توسط آتالای ایلکین  | 

یازار

قادرآللاهین قلمی عالمه فرمان یازار

آی گونشه هم فلکه بیر عجایب دؤوران یازار

لا شریکدی قدرتی ایله یارادیبدی هر نه وار

گؤز گؤرمه ین بیر خانه ده بوش سودان اینسان یازار

انا اعطینا سوره سی شاد ائتدی پیغمبری

یوز ییرمی دؤرد مین ایچینده دوغرولوغون سروری

دیلیم اوخور سینه م یازار من نئلیرم دفتری

قضا قدر اؤز الینده ایسترسه هر آن یازار

لافتی الا علی   حیدردی شاهیم منیم

آزمارام یولدان کیناره دوغرودور راهیم منیم

اگر کی من تقصیر کارام چوخدور گوناهیم منیم

لوطف ائیله سه دفترینده بیر عفو رحمان یازار

الست گونو بلا دئییب جام ایمان ایچمیشم

بئش عالمی طی ائتمیشم آلتی ارکان سئچمیشم

دده کاتیب یار یولوندا بیللاه جاندان کئچمیشم

عاشیق معشوقون یولوندا جانینی قوربان یازار

 
+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 16:36  توسط آتالای ایلکین  | 

 

  ایل بایرامینیز موبارک اولسون

 

     دده کاتـــیب باهـــــار ایلــه یـــاز ایلـــه    سوزلـــــرین دیلــــلـــرده آواز ایلــــــه

     آشیقلار چالارلار میضراب ایله سازایله    اینصاف اهلی دئیه رروحون شاداولسون

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 11:58  توسط آتالای ایلکین  | 

 

آغیرلاما کئچیریلدی

دده کاتیبین آغیرلاما توره نی ارشاد و فرهنگ اداره سی طر فیندن اورمونون قولونجو قصبه سینده ، اؤز دوغدوغو و یاشادیغی موحیطده ،موختلیف اورگانلاردان گلن اینسانلار، میللت وکیللری ، دین عالیملری، اینجه صنعت و کولتور خادیملری ایبارت اولان بویوک بیر جمعیت ایشتیراکی ایله گرچلشن بیر مراسیم له بیرلیکده جوما گونو 23/12/87  ساعات ۳-۶  کئچیریلدی.

مراسیمین  قیسا زامان اولدوغونا امما   گوجلو و ده یر لی پروقرام لا سونا یئتدی کی  بو آغیرلامادا چیخیش ائدنلرو دده کاتیبا اتحاف شعیر اوخویانار ایبارت دیلر:ماللا ابراهیمی(عالم دینی)الماسی(بخشداری منطقه)، خداوندگار(شاعیر)بهرام اسدی (یازیچی،شاعیر،یاز نشرییاتینین مودورو) واحدی(شاعیر،)بیت اله جعفری(شاعیر ،سیاسی رجال) قاضی پور(میللت وکیلی) بابعلی جوانمرد (شاعیر) جوادجوانبخت(قولونجو گنجلر درنه یی اویه سی) .

... شوبهه سیز دیر کی  بیر اولو شاعیرین حاققیندا دانیشماق یا دونیا گوروشلرینین و شعیرلریندن   سوز آچماق بیر مراسیم له یا بیر ییغینجاقلا مومکن دئییل اوزون زامانلار ایستر و بونودا زامانا بوراخیریق و گرکلی دیر کولتور و ادبیات چالیشانلارینا خصوصیله عیرفان دونیاسینین اوزمانلارینی هر عصیرده اورنک توتاراق  یاشاییشیمیزدا دوزگون یاشام ایچون کوللاناق.

جوشغون کونلوم گئنه درسین اوخوسون    توک آغاردی بیلدیم کفن قوخوسون

ائشیــدیب بیلنــــــلر رحمـت اوخوســـون     کاتیب کیمــی گوهر خانلار قالمـادی

هرزامان یاشایاجاکدیر دده کاتیب!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 16:4  توسط آتالای ایلکین  | 

 

       اداره فرهنگ وارشاد استان آذربایجان غربی برگزار می کند

بزرگداشت شاعر  و عارف بزرگ آذربایجان حاج عبدالرحمان طیار متخلص به

             

                دده کاتیب قولونجو

 

مکان:مسجد محمد رسول الله قولنجی

زمان:جمعه ۲۳/۱۲/۸۷ساعت۳-۶ بعد از ظهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 8:49  توسط آتالای ایلکین 

 

دده کاتیب بیرقوجامان تورک شاعیری

 

آصیل آدی عبدالرحمان طیار اولان شاعیر1925 ایلینده اورمیه نین شاعیر لر و آشیقلار اوجاقی قولونجو کؤیونده دونیایا گلمیشدیر باباسینین آدی جعفر طیاردیر،دوزگون بیرمکتب تحصیلینه تورکیه یه  گئدرکن ایستانبول تورکجه سینه وعربجه یه موسلط اولموشدور.

آیریجا تفسیر حدیث ،کلام و آسترونومی بیلیم داللاریندا  اوزمانی یدیی،آینی زاماندا واعظ حوجاسی اولاراق اورمیه نین چئشیدلی دینی مرکزلرینده واعظ وئرردی.تورک خالق شعیری یازاراق گرچک بیر دده یدی چون خالقین اؤز دیلیجه یازیب  اؤز گرچک دردلرینده آنلادیب شعیر یازاردی،

شعیرلرینده دده کاتیب موخلصی قونیه تورک و کولتورادبیات دایره سینین اویه سی اولارکن اونا وئرمیشلر، تامامینی ازبر اولان یاقلاشیق 36000 بیت شعیری واردیر تورک خالق شعیرینین بوتون تورلرینده اثر وئرمیشدیر،بعضا فارسجا کوردجه دیلینه شعیر و یازی یازاردی.

دوکتورعلی قافقاسیالی  آنکارا اونیوئرسیته سی اوستادی  اولاراق دده نین حاققیندا بویله یازیر:

"دده کاتیب  باتی آذربایجانین و دوغو آنادولو آشیقلاری ایچون بیر میهنگ داشی، کولتور،ادبیات و دوشونجه قایناقیدیر،کیچیکده ن بؤیوگه،شاگیرده ن اوستادا،بوتون آشیقلار اونون شعیرلریندن و یازیلاریندان گوج آلماقدا فایدالانماقدادیلار."

شبهه سیز دیر کی:تورک آشیقلارینین گله نه یی تورک دیلینی، ایسلام دینینین و تاریخی، تورک تاریخی و تورک دونیاسی و ادبیاتی، تورک موسیقی سینی چوخ دوزگون بیله ن اوستاد عصیرلیق بیر تورک چیناری کیمی  بو محیطین آشیقلارینا، شاعیرلرینه یازارلارینا سایه سالماقدا، آیدین فیکری ایله بولگه نی آیدین لاقمادایدی.

او بیزیم اؤندریمیز ،؛سؤز ادبیات قایناقیمیزدیر او مجلیسلرده اولان زامان آشیقلارا،  شاعیرلره ،عیرفان عالمینه قووت  اولوب  سؤز لری ایله مجلیس باشلاردی و اونون سؤزلری ایله بیتردی، امما تاسوف کی  بو ایل بایرام آیینین ایکی سینده دونیا لی آنا دیل گونونده آرخاسیندا گؤز یاشلاری بوراخارکن بیزدن آیریلیب تانریا قووشدو، دده کاتیب خالق ایچینده یاشاماغی باجاردی حالا یاشییر و یاشییاجاقدیر،هله لیک اوچ کیتابی یاییلیب بو آدلارلا"اینجی لی صدف،اورمو گؤلو، گونوموز آیدین" امما هنوزیاییلمامیش مینلرجه شعیری واردیر.و اؤیود، چیخیش  توپلومو کیتابلاری تئز لیکله یاییلاجاقدیر.مکانی نور ایله جننت اولسون.

بیر شعیری:

عاریفلردن سوردوم دونیا احوالیـــن

                                               "آزاد قوشـا بـیـر قفسـدی" دئدیـلــر

عؤمرون اعتیبارین سوال ائیله دیــم

                                                گئدی گلمـز،بیر نفســدی دئدیـلـــر

دئدیم بیـرسرمایه،بیــرده سعـــادت

                                                 دئدیلــر،خوش اخلاق، بیرده قناعـت

دئدیم شوهرت ایچون اولسـاعیبادت

                                                "عاریف دئییــل بول هوسدیر"دئدیلــر

دئدیم دونیا مالی ،دئدیـــلر عیبــرت

                                                دئدیم بس جوانلیــق، دئدیلرفورصـت

دئدیم بس قوجالیـق،دئدیـلر حسرت

                                                  عؤمــرون پاییز یئلی اسدی دئدیلـر

دده کاتیب غم نهالیــــن غم اکــــــه

                                                  غم خرمنین،غم آنباریــن غم توکــــه

عؤمرون سوفرسینن بیر نئچـه تیکـه

                                                  یئدیم دویمامیشدان بسدی دئدیـلـر

آردی وار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 8:35  توسط آتالای ایلکین  | 

     

تورک دونیاسینین باشقا بیرخالق شاعیری یوسوف خیال اوغلو

Yusuf Hayaloğlu ‘Hoşçakal’ dedi

Söz yazarı Yusuf Hayaloğlu 56 yaşında hayata veda etti. Ahmet Kaya şarkılarıyla tanınan Hayaloğlu yazdıklarını “halk şiiri” olarak tanımlıyordu

Vakit tamam seni terk ediyorum...”
Böyle başlıyordu şiir, aslında o şiirden ziyade bir şarkı sözü olarak tanındı. Apansız sevgililerimizin karşısında çıkıp sesimizi Ahmet Kaya’ya benzetmeye çalışarak söyledik şarkıyı. Terk etmek değildi niyetimiz, biraz arabesk bir hüzün yaratmak, biraz da ansızın gelen terk edilişlere hazırlanmaktı sanki. Çünkü çok terk edilmiş ve her seferinde bu şarkıyla hüzünlenmiştik. Bu dizelerin yazarı ve birkaç kelimeyle böylesi hüznü yaratan Yusuf Hayaloğlu’ydu...

Mekani nur ile dolu cennet olsun.                

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 16:51  توسط آتالای ایلکین  | 

ده ده کاتب شاعر همه ما بود، همه ایل

حامد عطائی/ امروز سومین روز درگذشت شاعر توانای ترکی سرای اورموی، حاج عبدالرحمان طیار، معروف به ده ده کاتب بود.

مسجد محمدرسول الله روستای قولونجی بیش از گذشته مملو از جمعیت مشتاق و دوستداران ده ده کاتب بود.
ده ده، این پیرمرد دوست داشتنی همان که خنده و شوخی یک لحظه از شخصیتش دور نبود و همو که با ذره ذره تبار و فولکولور و زیباییهای آیین ها و سنن مردان و  زنان آذربایجان هم درد و هم دل بود و از دامنه های تپه های انزل دلنوشته هایش را به جهانیان عرضه کرد و روی پرده های ساز آشیق ها رقصاند و در دل و ذهن فرهنگ دوستان و ادب شناسان جاودانه شد.
سرودن ۳۵ هزار بیت کار راحتی نیست، این تنها یک ادعاست که همه آنهاییکه می آیند به مراسم درگذشتش شنیده اند. اما چیزی ثابت نشده همچون بسیاری از ساحه های دیگر فرهنگ شفاهی مردم آذربایجان که چون مکتوب و مضبوط نیست برای کسی ثابت نمی شود. نمک این فرهنگ هم به همین انتقال سینه به سینه اش است.
آشیق دهقان چه خوب گفت و با حرارت سرود و افتخار کرد که سینه او و خیلی از هنرمندانی چون او مالامال از شعرهای ده ده کاتب است. اصلا آشیقی بدون ده ده و امثال او چه معنی داشت.

آشیق گفت که چگونه ده ده شروع شعرهایش را با آیات قرآن و احادیث زینت می داد و این راز ماندگاری شعرهایش شد و تا او هست و تا آشیقی هست حرفهای ده ده کاتب هم خواهد بود.

خوشبختانه این شاعر بزرگ در زمانی زیست که گوهر گرانبهای وجودش شناخته بود و چندان دور از ذهن نیست سلوک و رفتار معنوی اش، و مجموعه اشعاری که پسر هنردوست اش با مشقات فراوان جمع آوری و در چندین مجموعه به چاپ رسانده، همه ابعاد  وجودی او نیست.
ده ده کاتب با همه مظاهر تفرقه و دشمنی مخالف بود. یک مسلمان اهل سنت که هم در بین هم کیشانش ارج و منزلت داشت و مورد احترام هموطنان شیعه هم بود. ده ده کاتب برای همین، جلوه صمیمیت و همزیستی رنگها و مذهبها و فرهنگها بود.
روستازاده ای با تمام مختصات یک روستایی و با عرق و تعهد و تعلق خاطر به زبان مادری، دین احمدی(ص) ، ایل باستانی و سرزمین زرخیزش.
ده ده کاتب متعلق به همه این دارایی ها بود و مفتخر به همه آنها. از این روست که روحانی اهل سنت کرد زبان در مجلس بزرگداشتش خدمات این شاعر به زبان ترکی بعنوان سومین زبان زنده دنیا را می ستاید و روحانی شیعی تدین و تعهدش را گواهی می دهد.
ده ده کاتب از میان ما رفت. مرگ، پایان او نیست، می تواند آغازی باشد بر انتشار فرهنگ غنی آذربایجان به جهانیان، می تواند سلوک او الگویی باشد برای اتحاد و انسجام همه ایرانیان، می تواند پایبندی اش به آداب و سنن آبا و اجدادی تلنگری باشد برای مغزهای خفته نسل امروز و می تواند ده ده کاتب که خود را متعلق به همه ایل و همه اؤلکه(سرزمین) اش می دانست متعلق به همه ما باشد. مصادره ده ده کاتب به نفع یک موقعیت جغرافیایی، به یک  مذهب، به یک زبان و به یک شهر جفای بزرگی است که زمزمه هایش همین دو سه روز اخیر شنیده شد.
متولیان عرصه های مختلف فرهنگی و ادبی باید دست به کار شوند تا به نفع شایسته این سرمایه بزرگ فرهنگی منطقه تجلیل شده و  در کشکمشهای کور سهم خواهانه گرفتار نشود.
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 14:52  توسط آتالای ایلکین  | 

 

دده کاتیب وفات ائتدی

اوستادین سون رسیم لرینده ن

ع‍ؤمرونو آنا دیلینه آدایان خالق شاعیری دونیا آنا دیلی(۲ اسفند۱۳۸۷) گونونده آرامیزدان کؤچدو.شعرلری باتی آذربایجان ودؤغو آنادولو تورکلری آراسیندا دیللرازبری اولان ۶۰ ایلدن آرتیق دیللردن دیللره گزه ن شعرلری ایله یاساق اولان دیلیمیزی یاشادان خالق شاعیری دده کاتیب (حاج عبدالرحمان طیار)آنا دیلی گونو وفات ائتدی. دده کاتیبین جنازه سی موختلیف کندلر و شهرلردن گلن اهالی ،میللت وکیللری، شاعیرلری ،اینجه صنعت و کولتور خادیملریندن ایبارت اولان بیر بؤیوک جمعیتین ایشتیراکی ایله گرجکلشن بیر مراسیم ایله بیرلیکده اورمیه نین قولونجو قصبه سینده توپراغا تاپشیریلدی.

باشیمیز  ساغ اولسون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 15:54  توسط آتالای ایلکین  | 

قارا خبر تئز دویولور

عکس

چوخ ده یرلی یونوس،حمید ،فارص،ادریس،آکیف،یاسین،فوآد و فاروق طیار و باشقا آئیله عوضوولری،قولونجو قصبه سینه و بوتون تورک دونیاسینا باش ساغلیغی دئییره م.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 15:36  توسط آتالای ایلکین  | 

آذربایجان باشین ساغ اولسون-دده کاتیب وفات ائددی-

آذربایجان باشین ساغ اولسون

 

دولو گؤزلر و غملی اوره کلر ایله ائلیمیزین موحتشم آتاسی،آذربایجان شعرینین سوتونو ، بؤیوک دین عالیمی،قوجامان و اولو شاعیریمیز  حاج عبدرالرحمن طیار قولونجو « دده کاتب» مرحمون،تانرینین رحمتینه قوووشماسین بوتون او مرحومو سئونلرین اطلاعیسیناچاتدیریر و بیلدیریریک او مرحومون ترحیم مراسیمی یئللی گون و سود گونو(شنبه و یکشنبه)بایرام آیینین(اسفند)2و3-جو گونو قولونجونون محمد رسول الله مسجیدینده  ، و آراگون(سه شنبه)بایرام آیینین (اسفند) 6 –جی گونو ساعات 3-6 اورمیه شهرینین  سوننولر مسجیدینده(امام شافعی) قورولاجاق دیر.

 

با چشمان پر از اشک و با دلهایی غم زده ، به اطلاع می رساند که مراسم ترحیم  پدر بزرگ ملت تورک،سوتون شعر آذربایجان،عالم بزرگ دینی، و شاعر و پیر طریقت  مرحوم  حاج عبدرالرحمن طیار قولونجو « دده کاتب» روزهای شنبه و یکشنبه  ، 3و4 اسفند در مسجد محمد رسول الله  قولنجی(قولونجو) و روز سه شنبه ، 6 اسفند در مسجد سونولر(امام شافعی) اورمیه  برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 11:26  توسط آتالای ایلکین  | 

دده کاتیب کؤچدو

 


  آذربایجان آذربایجان آذربایجان

   

گؤز یاشلار یئنه تؤکولدو

آذربایجان و تورک بالالارین بو جمعه گونو،دده سی ، آتاسی ،باباسی و اؤیود وئره نی بو دونیادان کؤچدو.

دده کاتیب...شعر دده م.قوجامان دده م.سس لی و هارای لی دده دم.

ای آذربایجان بالالاری .قالخین آیاغا.


+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 13:3  توسط آتالای ایلکین  | 

وداع آذربایجان با شاعر نامی دده کاتب(حاج عبدالرحمان طیار قولنجی)

وداع آذربایجان با شاعر نامی دده کاتب(حاج عبدالرحمان طیار قولنجی)

روزجمعه2اسفند1387 مصادف با 20فوریه   2009روزجهانی زبان مادری ساعت یازده و سی دقیقه در بیمارستان آذربایجان اورمیه عالم و شاعر مشهورآذربایجانی حاج عبدالرحمان طیار قولنجی متخلص به دده کاتب چشم از جهان فرو بست.

مراسم تشییع جنازه  این شخصیت نامی آذربایجان با حضور وصف نشدنی دوستدارانش از بیمارستان آذربایجان شروع و در زادگاهش قولنجی(قولونجو)به خاک سپرده شد.
در مراسم تدفین ایشان
صدها تن از دوستداران فرهنگ  و شعرو ادب از بخش انزل اورمیه و از شهرهای اورمیه-تبریز-سولدوز- سلماس-شبستر-ودیگر شهرهای اطراف شرکت نمودند.
در این مراسم
نادرقاضی پورنماینده مردم اورمیه در مجلس شورای اسلامی-الماسی بخشدار انزل-ملاعزالدین فرامرزپور یکی از امامان جماعت قولنجی از خصوصیات و شخصیت برجسته این عالم آذربایجانی سخن بر زبان آورده و این مصیبت را به تمام ملت آذربایجان خصوصا اهالی قولنجی تسلیت گفتند.
آشیق دهقان-آشیق بخشعلی و شاعر بابعلی
جوانمرد به نمایندگی از جامعه شعر وادب نیز مراتب ارادت خود و جامعه ادب را به روح آن مرحوم ابراز و اظهار کردند واز بیش از شصت سال خدمت ایشان قدردانی نمودند.و در پایان از حضور مردم سپاسگزاری کردند.
لازم به
ذکر است که در مراسم تدفین آن شاعر عرفانی همه اقشار مردم اعم از سنی و شیعه -کرد و ترک شرکت کرده بودند. یکی از حاضران در مراسم که از تبریز در این مراسم شرکت کرده بود دده کاتب را متعلق به تمام آذربایجان(شمالی وجنوبی) و دنیای تورک خواند.ا
ز این شاعر سه کتاب شعر به نامهای
اینجی لی صدف-اورمو گولو و گونوموز آیدین به یادگار مانده است.
 روحش شاد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
 یازار:کیانوش یوسفی قولنجی
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 11:24  توسط آتالای ایلکین  | 

آذربايجان باشين ساغ  اولسون

آذربايجانين خالق شاعيري بختيار وهاب زاده دونياسيني دييشدي

وهاب زاده نين حیاتی 

بختيار محمود اوغلو وهابزاده 1925-جي ايلده شکي شهرینده آنادان اولموشدور. آذربايجان ادبياتي نين، بوتؤولوکده آذربايجان ادبي فيکري نين گؤرکملي نوماينده سي اولان خالق شاعيري بختيار وهابزاده نين آدي تکجه قوزئی آذربایجان رئسپوبليکاسیندا دئييل، اونون حودودلاريندان چوخ-چوخ اوزاقلاردا تانينير. بختيار وهابزاده شاعير، دراماتورق، ايستعدادلي عاليم و پوبليسيست اولماقلا ياناشي، غئيرتلي و جسارتلي ايجتيماعي خاديم، ساده و صميمي اينسان کيمي ده تانينير و سئويلير. تصادوفي دئييل کي، اونون اثرلري - شعر کيتابلاري، دراملاري و پوبليسيستيک يازيلاري دونيانين چوخ ديللرينده، او جومله دن اينگيليس، فرانسيز، آلمان، فارس، پولياک، ايسپان، ماجار و کئچميش سووئت بيرليگي نين بير چوخ خالقلارين ديللرينه ترجومه ائديلميش و بو اثرلر چوخ بؤيوک ماراق و سئوگي ايله قارشيلانميشدير. 1934-جو ايلده عاييله سي ايله برابر باکي'يا کؤچموشدور. 1942-جي ايلده اورتا مکتبي بيتيريب، باکي دؤولت اونيوئرسيتئ سي نين فيلولوگييا فاکولته سينه داخيل اولموش، 1947-جي ايلده همين فاکولته ني بيتيريب اونيوئرسيتئ نين نزدينده آسپيرانتورايا قبول اولونموشدور. 1951-جي ايلده " صمد وورغونون ليريکاسي " موضوعوندا نامزدليک، 1964-جو ايلده ايسه " ص.وورغونون حيات و ياراديجيليغي " موضوعوندا مونوقرافيياسيني مودافيعه ائديب، فيلولوژي علملر دوکتورو عاليمليک درجه سيني آلميشدير. بختيار وهابزاده بديعي ياراديجيليغا ايکينجي جهان موحاريبه سي ايللرينده باشلاميش، 1945-جي ايلده يازيچيلار ايتتيفاقي نين عوضولوگونه قبول اولونموشدور. محصولدار بديعي ياراديجيليقلا ياناشي، ب.وهابزاده، 1940 ايلدن آرتيق اونيوئرسيته ده درس دئميش، 1990-جي ايلدن تقاوده چيخميشدير. 1980-جي ايلده آذربايجان علملر آکادئميياسي نين مخبر عوضوو سئچيلميشدير. ب.وهابزاده 70-دن آرتيق شعر کيتابي نين، 2 مونوقرافييانين، 11 علمي پوبليسيست کيتابين و يوزلرله مقاله نين مؤليفيدير. باکي آکادئميک دؤولت درام تئاتري نين صحنه سينده اونون " ويجدان " ، " ايکينجي سس " ، " ياغيشدان سونرا " ، " يوللارا ايز دوشور " ، " فرياد " ، " هارا گئدير بو دونيا ؟ " ، " اؤزوموزو کسن قيلينج " ، " جزاسيز گوناه " ، " دار آغاجي " پيئسلري تاماشايا قويولموشدور. او، تاريخي و موعاصير موضوع دا 20-دن آرتيق ايري حجملي پوئمانين مؤليفيدير. او، 1974-جو ايلده امکدار اينجه صنعت خاديمي، 1975-جي ايلده رئسپوبليکا، 1984-جو ايلده ايسه سسري دؤولت موکافاتي لاورئاتي آدلارينا لايق گؤرولموشدور. 1985-جي ايلده اونا " خالق شاعيري " آدي وئريلميش، 1995-جي ايلده ايسه آذربايجان خالقي نين ميللي آزادليق اوغروندا موباريزه سينده خصوصي خيدمتلرينه گؤره " ايتقلال " اوردئني ايله تلطيف ائديلميشدير. ب.واهابزادنين شعرلري اوبرازلارين کاميلليگي و اوريژينالليغي ايله سئچيلير. اونون بوتون اثرلرينده دونيايا فلسفي باخيش اساس يئر توتور. سون 30-40 ايلده آذربايجان ادبياتيندا ب.وهابزاده قدر عوموم خالق محبتي قازانميش ايکينجي بير شاعيرين آديني چکمک چتيندير. بديعي، علمي، پوبليسيستيک ياراديجيليغيني ايجتيماي-سياسي فعاليتله عوضوي صورتده علاقه لنديرن ب.وهابزاده 4 دفعه آذربايجان عالي سووئتي'ن(1980-1995)، 1 دفعه ايسه آذربايجان رئسپوبليکاسي ميللي مجليسي'نه ميلت وکيلي سئچيلميشدير (1995-2000). او، هله 60-جي ايللردن باشلايان ميللي آزادليق حرکاتي نين اؤنجوللريندن بيري اولموشدور. 1959-جو ايلده يازديغي " گولوستان " پوئماسي ايله ايکي يئره پارچالانميش آذربايجانين تاريخي فاجيعه سيني ديله گتيرميش، روس و فارس ايمپئريياسي نين پنجه سي آلتيندا اينله ين آذربايجان خالقي نين آزادليق و ايستيقلال اوغرونداکي عدالتلي موباريزه سينه قوشولموشدور. بو پوئمايا گؤره 1962-جي ايلده شاعير " ميللتچي " دامغاسي ايله آذربايجان دؤولت اونيوئرسيته سیندن چيخاريلميش، يالنيز 2 ايلدن سونرا يئرينه قايتاريلميشدير. سووئت رئژيمينده ميللي وارليغي تاپدانان، هر جور محروميتلره معروض قالان ميلتين دردلريني رمزلر و موختليف ادبي اوسوللارلا ايفاده ايتميش، ايري حجملي پوئمالاري و پيئسلرينده حاديثه لري يا تاريخه، يا دا باشقا اؤلکه لره کئچيره رک اؤز ميلتي نين دردلريني ديله گتيرميشدير. بيرباشا سووئت ديکتاتوراسيني ايفشا ائدن اثرلريني ايسه شاعير، سوويئتلر ايتتيفاقي داغيلاندان سونرا " صانديقدان سسلر " باشليغي آلتيندا نشر ائتديرميشدير. بو واختا قدر قودرتلي سؤز اوستاسي، کسکين پوبليسيست، ادبي-بديعي پروسئسين تشکيلاچيسي کيمي تانينان ب.وهابزاده سون واختلار خالقي دوشوندورن بير چوخ مثله لرده، او جومله دن اويدورما قاراباغ پروبلئمي ايله علاقه دار مساله لرده آغساققال کيمي جيددي فعاليت گؤسترير. هابئله او، آنا ديليميزين صافليغي، تميزليگي اوغروندا دايم، يورولمادان موباريزه آپارير. ب.وهابزاده نين ائوي بير نوع، ميلتين اوميد قاپيسينا دؤنموشدور. بئله کي، رئسپوبليکانين موختليف کند و رايونلاريندان هر گون اونلارلا مکتوب آلير، نئچه-نئچه شيکايتچيني ائوينده قبول ائدير، اونلاري دينله يير و ايمکان داخيلينده هر بيري نين دردينه علاج ائتمه يه چاليشير. رئسپوبليکا عالي سووئتي نين سئسسييالاريندا، ايجتيماعي-سياسي مجليسلرده، کوتلوي اينفورماسييا واسيطه لرينده کي چيخيشلاريندا او، خالق منافعيي نين اصل مودافيعه چيسي، حاقيقي وطنپرور و ايجتيماي خاديم کيمي هامي نين درين حؤرمت و محبتيني قازانميشدير. ياراديجيليغي بويو خالقين ايستک و آرزولاريني ترنم ائدن، بو آرزولارين حياتا کئچمه سينه چاليشان وطنداش شاعير اوچون خالقين منافعي اونون شخصي منافعيينه چئوريلميشدير.

www.turkarazli.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 15:22  توسط آتالای ایلکین  | 

            نگاهتان خطا می رود٬ درست دیدن هم هنر است٬

درست اندیشیدن هم هنر است٬ دستان هنر آفرینتنان گاه بلای جانتان می شود خمیری فراوان ورز می کنید اما لقمه ای از آن خود نمی چشید برای دیگران بردگی و بیگاری می کنیدو فکر می کنید آزادید غنی را غنی تر می سازید و این را آزادی می نامید از لحظه بدنیا آمدنتان در گرد اگردتان آسیابی برپای می دارند که دروغ آرد می کند پیوسته در حال تایید تکریمید٬ باسرهای فرو افتاده که گویی از کمر بدونیم شده اید و بازوان افتاده ول  می گردید. با آزادی بیکار بودن و  آزادی گزینش٬ اما این آزادی آن روی سکه است .                            

                                        "ناظیم حیکمت"

ترجومه:اؤزگور تورک

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 15:10  توسط آتالای ایلکین  | 

ترکهای ایران

İrandakı Türkler  ایران داکی تورک لر

زبان ترکی به 29 لهجه ونوع مختلف از کشور چین در شرق آسیا تا منطقه بالکان تکلم می شود که از اینان 22 لهجه دارای گرامر و ادبیات مستقل می باشد و بر خلاف زبانهای هندی اروپایی در بین زبانهای این خانواده اختلاف چشمگیر وجود ندارد. علت تفرق وگوناگونی زبان توانمند وسرشار ترکی حوادث تاریخی، شرایط اقلیمی و ویژگیهای آوایی بوده است هیچ یک از زبانهای زنده و مرده دنیا به اندازه زبان ترکی دارای انوا ع، گونه ها، لهجه ها وشیوه های فراوان نیست . زبان ترکی به چهار گروه عمده شامل:

1-گروه شمال شرق (آلتای )

2-گروه جنوب شرق ( گروه آسیای مرکزی )

3-گروه شمال غرب ( گروه قبچاق )

4-گروه جنوب غرب ( گروه اغوز )

که از این چهار گروه در ایران گروه جنوب شرق شامل ترکمنها وازبکها وگروه جنوب غرب اوغوزها شامل ترکان آذری .قشقایی و… بيشترين فراواني را دارا هستند.

سابقه حضور ترکان درایران پیشینه ای هفت هزار ساله داردکه لیکن به دلیل سیاستهای ترک ستیزی و عرب ستیزی رایج در عصر ستمشاهی پهلوی ، هرکتيبه و یا نشانه‌ای که ازفرهنگ ترکی در آثار باستان شناسی به دست آمده ، یا معدوم گشته یا به زیرزمین موزه ایران باستان منتقل شده است. لیکن در موارد قابل اشاره موجود فعلی می توان آثار زیر را نام برد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 16:21  توسط آتالای ایلکین  | 

 

تورک ، نه آذری

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 16:12  توسط آتالای ایلکین  | 

                          آذربایجان،باشین ساغ اولسون

 

              غلامرضا امانی از فعالین جوان و شناخته شده حرکت ملی آذربایجان درگذشت

 

                                                    

 براساس گزارشات رسیده به اویرنجی مهندس غلامرضا امانی فعال 35 ساله آذربایجانی در یک سانحه رانندگی در گذشت.

به گزارش منابع نزدیک به اویرنجی نیوز مهندس غلامرضا امانی فارغ التحصل دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز و از فعالین جوان و شناخته شده آذربایجان که نزدیک به پنج سال از حیات پربار خویش را به اتهام مبارزات هویت طلبانه در زندانهای رژیم آپارتایدی ایران گذرانده بود، در یک سانحه رانندگی در گذشت. وی در دروان دانشجوئی خویش و به ویژه اوائل دهه هفتاد به فعالیتهای هویت طلبانه روی آورد و در مبارزات دانشجوئی نقش ارزنده ای ایفا نمود. وی در سال 1375 از دانشگاه تبریز فارغ التحصیل گردید. پس از فارغ التحصیلی نیز به فعالیتهای هویت طلبانه خویش ادامه داد و بارها توسط عوامل امنیتی رژیم تهدید و بازداشت گردید.

از جزئیات حادثه و دلایل احتمالی این سانحه گزارش دقیقی ارائه نشده است. به محض دریافت اخبار تکمیلی مراتب به اطلاع هموطنان عزیز خواهد رسید.

جنبش دانشجوئی آذربایجان اویرنجی این ضایعه جانگداز را به خانواده و به ویژه همسر ایشان و همه مبارزان راه آزادی تسلیت عرض می نماید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 16:8  توسط آتالای ایلکین  | 

حسرت ...

منی آنادان اولما میشدان اونجه

یول اوسته قویدولار

اونداندی کی یوللار یولچوسویام

یوللار یورقونویام

یوللار وورغونویام

هله . آنا سوتون دادین آنمامیش

سوتو کسدیلر منه

اونداندی کی حسرتله دولغونام

آنا یوزونه حسرت

آنا دیلینه حسرت

آنا وطنیمه حسرت

صبریم بیتمه دن

ایللردی کی بو حسرتی اوزومله داشیییرام

رحمتلیک « سهند افشاری »

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 10:17  توسط آتالای ایلکین  |