داستانها و حماسه هاي اين كتاب تاريخي كه از تاريخ كهن آذربايجان برمي خيزد ، خيرخواهانه و انساندوستانه است و هر آذربايجاني بلكه هر ايراني بايد به داشتن چنين فرهنگ والائي در هزاره هاي پيش بنازد. فرهنگ و ادبيات آذربايجان داستانهاي حماسي و اخلاقي دده قورقود را هم دارد.. تحقيقات و تدقيقات درباره اين اثر و آثار ديگر تركي بدست افراد علاقمند به زبان و ادبيات تركي صورت مي گيرد كه كار آقاي گونئيلي در مورد دده قورقود در خور توجه است. از ايشان در چند سال پيش هم تحقيقاتي درباره داستانهاي دده قورقود ديده بوديم اما كتاب جديد ، به نحو احسن مكمل كارهاي قبلي خود و افراد ديگر چون استاد محمدعلي فرزانه بوده است.
بازخواني مجدد دده قورقورد همراه بوده است با معادل كردن واژه ها و اصطلاحات با تركي معاصر و منظوم كردن آن به گونه اي بوده است كه عاشيق ها هم اكنون مي خوانند و در واقع دريائي از فرهنگ و معارف تركي آذربايجاني به روي عاشيق ها گشوده شده است و مفاهيم والائي براي انتقال به شنونده خواهند داشت. داشتن قريحه زيباي شعر در ذوق گونئيلي همراه با آشنائي گسترده ايشان به فولكولوريك آذربايجان دست به دست هم شده و اثر زيباي حاضر را خلق كرده است. زبان شعر گونئيلي مانند شهريار و گذشتگان خود بسيار روان و دلنشين است و قابل فهم و درك براي هر تركي است. بي شك ديري نخواهد گذشت تا دده قورقود با اين بيان در زبان تركها جاري خواهد شد.
نسخه مورد استناد ايشان ، همان نسخه معروف نگهداري شده در كتابخانه كرال آلمان مي باشد كه گويا همان نسخه بازخواني شده در قرن 15 ميلادي است. تاكنون صدها ترجمه ، بازخواني ، به روز كردن و شرح از دده قورقود در كشورهاي مختلف و به زبانهاي گوناگون صورت گرفته است اما در سال 1355 بود كه از روي ترجمه انگليسي آن ، ترجمه فارسي هم انجام شد و به چاپ رسيد و بعد از انقلاب اسلامي ايران نيز به همت جناب آقاي محمدعلي فرزانه به زبان تركي به چاپ رسيد. در سال 1378 نيز به دست جناب آقاي گونئيلي «دده قورقود كيتابي و دده قورقود كيتابيندا سؤزلر ـ آدلار» انتشار يافت و در سال 1382 در تكميل كار خويش چنين اثر ارزشمندي را به ادبيات تركي ايران عرضه داشتند.
داستانهاي دده قور قود به صورت نمايشنامه تئاتر توسط انجمن هاي ادبي و هنري در شهرهاي تهران ، اروميه ، تبريز، اردبيل ، زنجان و .... اجرا شده است و در عرصه سينماي ايران ،يدالله صمدي در سال 1372 يكي از داستانهاي دده قور قود به نام دلي دومرل را كارگرداني نمود ،اين فيلم محصول گروه فيلمسازي همراه در مدت زمان 98 دقيقه ساخته شده است. موسيقي متن از حسن زندباف ،اشعار تركي از محمد باقر جعفري زاد، آواز از اسفنديار قره باغي، محمدرضا متين ،ساز آذربايجاني از عمران حيدري.
خلاصه داستان دومرل :دده قور قود، عاشق اهل آذربايجان، عفريت مرگ را رو در روي خود مي بيند. اما به عاشيق تا خاموش شدن سازش به او فرصت ادامه زندگي مي دهد. عاشيقي بانواختن سازش افسانه دمرل را شرح مي دهد: دومرل جواني است که از رهگذران باج مي گيرد و از پدر و مادر پيرش مراقبت مي کند. دمرل بورلاخاتون را در شکارگاه مي بيند و به خواستگاري او مي رود و پس از پيروز شدن بر خواستگاران بورلاخاتون با او پاي سفره عقد مي نشيند. او به توصيه عموي بورلاخاتون به بارگاه خان خانان مي رود تا يهوداي يک چشم و افرادش را تارو مار کند. ده سال پس از پيروزي بر يهوداي يک چشم دمرل صاحب دو فرزند مي شود و از حمايت مردم دست مي کشد و محبوبيت خود را از دست مي دهد، تا اين که روزي مرد سفيد پوشي را ملاقات مي کند که شباهت به جواني خود دارد. دمرل ناخواسته باعث مرگ جوان مي شود و پس از آن مرگ را به مبارزه مي طلبد. مرگ قصد گرفتن جان دمرل را دارد و پيشنهاد مي کند که دمرل براي گريز از مرگ کس ديگري رادواطلب مرگ کند. حتي پدر و مادر دمرل حاضر بهفدا کردن جان خود مي شوند. بورلاخاتون تنها کسي است که حاضر مي شود به جاي دمرل به آغوش مرگ برود. آن دو به ميعادگاه مرگ مي روند و مرگ باديدن آن ها زندگي را به آن دو مي بخشد.
بازخواني مجدد دده قورقورد همراه بوده است با معادل كردن واژه ها و اصطلاحات با تركي معاصر و منظوم كردن آن به گونه اي بوده است كه عاشيق ها هم اكنون مي خوانند و در واقع دريائي از فرهنگ و معارف تركي آذربايجاني به روي عاشيق ها گشوده شده است و مفاهيم والائي براي انتقال به شنونده خواهند داشت. داشتن قريحه زيباي شعر در ذوق گونئيلي همراه با آشنائي گسترده ايشان به فولكولوريك آذربايجان دست به دست هم شده و اثر زيباي حاضر را خلق كرده است. زبان شعر گونئيلي مانند شهريار و گذشتگان خود بسيار روان و دلنشين است و قابل فهم و درك براي هر تركي است. بي شك ديري نخواهد گذشت تا دده قورقود با اين بيان در زبان تركها جاري خواهد شد.
نسخه مورد استناد ايشان ، همان نسخه معروف نگهداري شده در كتابخانه كرال آلمان مي باشد كه گويا همان نسخه بازخواني شده در قرن 15 ميلادي است. تاكنون صدها ترجمه ، بازخواني ، به روز كردن و شرح از دده قورقود در كشورهاي مختلف و به زبانهاي گوناگون صورت گرفته است اما در سال 1355 بود كه از روي ترجمه انگليسي آن ، ترجمه فارسي هم انجام شد و به چاپ رسيد و بعد از انقلاب اسلامي ايران نيز به همت جناب آقاي محمدعلي فرزانه به زبان تركي به چاپ رسيد. در سال 1378 نيز به دست جناب آقاي گونئيلي «دده قورقود كيتابي و دده قورقود كيتابيندا سؤزلر ـ آدلار» انتشار يافت و در سال 1382 در تكميل كار خويش چنين اثر ارزشمندي را به ادبيات تركي ايران عرضه داشتند.
داستانهاي دده قور قود به صورت نمايشنامه تئاتر توسط انجمن هاي ادبي و هنري در شهرهاي تهران ، اروميه ، تبريز، اردبيل ، زنجان و .... اجرا شده است و در عرصه سينماي ايران ،يدالله صمدي در سال 1372 يكي از داستانهاي دده قور قود به نام دلي دومرل را كارگرداني نمود ،اين فيلم محصول گروه فيلمسازي همراه در مدت زمان 98 دقيقه ساخته شده است. موسيقي متن از حسن زندباف ،اشعار تركي از محمد باقر جعفري زاد، آواز از اسفنديار قره باغي، محمدرضا متين ،ساز آذربايجاني از عمران حيدري.
خلاصه داستان دومرل :دده قور قود، عاشق اهل آذربايجان، عفريت مرگ را رو در روي خود مي بيند. اما به عاشيق تا خاموش شدن سازش به او فرصت ادامه زندگي مي دهد. عاشيقي بانواختن سازش افسانه دمرل را شرح مي دهد: دومرل جواني است که از رهگذران باج مي گيرد و از پدر و مادر پيرش مراقبت مي کند. دمرل بورلاخاتون را در شکارگاه مي بيند و به خواستگاري او مي رود و پس از پيروز شدن بر خواستگاران بورلاخاتون با او پاي سفره عقد مي نشيند. او به توصيه عموي بورلاخاتون به بارگاه خان خانان مي رود تا يهوداي يک چشم و افرادش را تارو مار کند. ده سال پس از پيروزي بر يهوداي يک چشم دمرل صاحب دو فرزند مي شود و از حمايت مردم دست مي کشد و محبوبيت خود را از دست مي دهد، تا اين که روزي مرد سفيد پوشي را ملاقات مي کند که شباهت به جواني خود دارد. دمرل ناخواسته باعث مرگ جوان مي شود و پس از آن مرگ را به مبارزه مي طلبد. مرگ قصد گرفتن جان دمرل را دارد و پيشنهاد مي کند که دمرل براي گريز از مرگ کس ديگري رادواطلب مرگ کند. حتي پدر و مادر دمرل حاضر بهفدا کردن جان خود مي شوند. بورلاخاتون تنها کسي است که حاضر مي شود به جاي دمرل به آغوش مرگ برود. آن دو به ميعادگاه مرگ مي روند و مرگ باديدن آن ها زندگي را به آن دو مي بخشد.
برگرفته از منبع های اینترنتی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 16:13  توسط آتالای ایلکین
|
